#علیرضا_شعبانی
برچسب:
نویسنده: مریم نعمتی
تلاطم موج ها ،
ظلمات شب ،
و تنهايي مرگبار ساحل ؛
همه در غايت نگاه دريايي تو
متجسم بود ،
و من ؛
چه خوش خيالانه در سوداي گشايشي ،
بي وقفه
به سوي پنجره ي چشمانت ؛
سنگ پرتاب
مي
كر
دم...!
برچسب:
نویسنده: مریم نعمتی
مسدود بود ،
به خاطر کولاک و طوفان
همه ی جاده خاکی هایِ منتهی
به شهر چشمانت ،
ولی من ،
با عزمی استوار
پا در راه چشمانت
گذاشتم
و اینک ؛
مدفونم
در زیر بهمن سنگین ِ
نگاهت...!
برچسب:
نویسنده: مریم نعمتی
#علیرضا_شعبانی
برچسب:
نویسنده: مریم نعمتی
پس
هیچ نگو
تنها
نگاهم کن
با زبان چشمانت...
#علیرضا_شعبانی
برچسب:
نویسنده: مریم نعمتی
برچسب:
نویسنده: مریم نعمتی
#اوزدمیر_آصیف
ترجمه:#علیرضا_شعبانی
برچسب:
نویسنده: مریم نعمتی
#علیرضا_شعبانی
برچسب:
نویسنده: مریم نعمتی
#علیرضا_شعبانی
برچسب:
نویسنده: مریم نعمتی
غافل از این که
روزگاری
آشیان ققنوس ها بود
شاخه هامان...
#علیرضا_شعبانی
برچسب:
نویسنده: مریم نعمتی
#حایدار_اِرگولَن
برگردان: #علیرضا_شعبانی
بخشی از یک شعر بلند
برچسب:
نویسنده: مریم نعمتی